تبليغاتX

دنياي خاطره انگيز خودم
سلام

دلم برا دنياي بلاگفا تنگ شده بود      

يه عده ميومدن رفته بودن رو اعصابم اونم با كفش سربازي  .خداروشكر نيستن !! نميدونم شايد بازم بيان . بلا به در ايشالله       .

يه مدته نبودم اصلا نميدونم چي بودم !! چي مي گفتم !!   

واي  بازي لنگ با سپاهان  . ( تاريخ دقيق ۱۰ دي ۸۶ ) توي خاطره ها بمونه !! ۲-۱ باختن   يكي اومده ميگه خوب شد ۵-۰ نباختيم !! من كه منظورشو نفهميدم !! لنگيه ديگه !!     قررررررررررمززززززززززززززز !! پيف . خلاصه خيلي حال ميدن اين لنگيا ! نكبتم كه توي نود ثابت كرد كه دلش هنوز با استقلاله ( غلط كرد ؛ بچه همه چي فروش     )

اول بگم پام شكست       جلو مردسه بودم كه يه وحشي اومد از روپام رد شد !! الان پام تو گچه       شمارشو برداشتم رفتم كلانتري . گفت خانوم بايد بري دادگستري منم رفتم و خلاصه شكايت و اينا !!       پدرشو در ميارم . از رو پا من رد ميشه !!!    ( شانسم نداريم يه پيكان بود      )

ولي به جاش حال ميده . هيچ كاري نميكنم همش پاي كامپيوتر و خواب و پركردن شكم !      البته يه گه گاهي درسم ميخونم . فعلا كه هنوز امتحان ديفرانسيل ندادم ميدونم اونو افتادم   .

دبير ديف اومده ميگه ااااااااااا خاطي چي شدي ؟؟ اونقدر شيطنت كردي كه پات اينطور شد ؟؟ گفتم خانوم چي ميگي !!  اون روزي كه گفتي بيا اينجوري شدم !! ميگه وا يعني به خاطر من بود ؟؟ گفتم نه به خاطر عمه ام بود   .

شانسو ميبيني خواستم واسه دوستام يه جشن الكي بگيرم يه كم كادو جمع كنم   ( آخه ۱۳م تولدمه ! به قول جناب لوك كه همون افشين خان قطبي باشن : كادوهايي كه ميگيرين حتما بين المللي باشه !! )    

هر روز ساعت 7 صبح ميرم كلانتري بعد 1 ساعت ميگه برين دادگاه ميريم دادگاه بعد 2 ساعت ميگه برين شوراي حل اختلاف ميريم شورا بعد 1.5 ميگه بعد از ظهر بياين  . ساعت ميشه 12 ميايم خونه . ساعت 4 ميريم شورا ميگه چرا الان اومدين قاضي نيومده فردا ...      
فردا ساعت 7 پا ميشي ميري كلانتري تا ....     
خودمم باورم نميشه الان 11 روزه هنوز نتونستم قاضي رو ببينم !!!! مملكت ايرانٍ و يه قانون خوشگلش . عدالللللللللللتتتتتتتتتتت !! اون ترازوهاي دم دادگستري منو كشته !!!!!!   
دارم آهنگ گوش ميكنم يه هو آهنگ مرهم اومد، اصلا يادم رفت چي ميگفتم ... !!!    
حال ديگه گچ بودن پا اينه كه توي مردسه هواتو دارن . مدير مياد زير بغلمو ميگيره . مراقبا ميگن چيزي نميخواي عزيزم !!! هر وقتم ميخوام تغلب كنم خم ميشم به هواي اينكه پام درد ميكنه !! تازه آخرم خودشون ميان ازم برگه ميگيرن .   
اما بگم از ضد حالاش !!! ديگه نميتونم ول بچرخم نميتونم بدووم دنبال ماشين پليس كه ارازلو تحوليشون بدم ، صبح تا شب ، شب تا صبح تو خونه    !!!!!! مني كه فوتبال سريال يا فيلم سينمايي رو هم ايستاده نگاه ميكردم حالا بايد همش بشينم !!    
چند روز پيشا يكي از اون ارازلاي دم مردسمون اومد منو ديد !! مي گفت اااااااااااااااااااااا ايليارووووووووووو   ببين چي شده !! گفتم بزا خوب شم ميام باز حال همه تونو ميگيرم . كمپوت ميارم ملاقاتتون .. !!   
و از همه بدتر تولدم كه گذشت هيچ كي بهم كادو نداد چون نتونستم برم كادوهارو ازشون بگيرم . زاخاراي من اينن ديگه بايد بري هديه رو از تو حلقشون بيرون بكشي.     
خلاصه اينكه ايشالله هيچ كي پاش نره تو گچ !!!   

۴-۵ روزي هم كه تيران داره ميبرفه روزنامه نمياد !! فكر كنم گير ميكنن تو راه !! هر روز از ساعت 11 صبح التماس كن مامااااااااااااااااااان برو روزنامه بگير تا ساعت 7 بعد از ظهر. وقتي هم كه راضي ميشه بره بر ميگرده ميگه نيومده      !!! ( اينم از عالم پا گچي !)
مامانم ميگه از وقتي پات اينجوري شده دقيقا مثل سگا شدي !! به اعتقاد خودم قبلا هم مثل سگ بودم . حالا ببين ديگه چي شدم كه مامانمم فهميده     !! راست ميگه اصلا حوصله هيچي ندارم . نه شام ميخورم نه نهار نه صبحانه . شبا ساعت 7 صبح خوابم ميبره و جاش ساعت 9 ميپاشم ( يعني پا ميشم ) !!
مني كه دفتر واسه ليگ برتر انگليس و لاليگا و سري آ داشتم و همه نتايج رو هفته به هفته با نوشتن اسم گلر و دقيقه گلش و كارت زردا و گلاب به روتون قرمزا مينوشتم الان اصلا نميدونم دفترام كجان !!! واسه پيدا كردنشون جايزه هم گذاشتم !!!  

تو اين هيري ويري خبر مرگ آيدين مياد     چه قدر گريه كردم واسش     خدا رحمتش كنه !! حيف بود . من نميدونم چرا تا اين لنگيا هستن ...    . ميگن با نامزدش مرده آره ؟؟   

يه چي بگم بين خودمون باشه ۴ ماه تو كاره يه ... بودم !! قرار بود روز ۵ شنبه ۶ دي روبه راه بشه !! از بخت منه فلك زده ۴ دي پام اينجوري شده !!       يك ماه ديگه عقب افتاد   

گچ گرفتن پا هم عالمي داره . شكايت كردنم عالم جداي خودشو داره   

و اما بگم براتون از كسايي كه ميان دادگاه !!     
يكي پسر خودشو تحويل داده بود ميگفت معتاده بايد ترك كنه !! ( خدايي پسره خيلي تابلو بود جوون مردم شده عين سوسك !!)     
2تا زنه از سر يه دختره دعواشون شده بود . مادر دخيه وقتي شوهرش ميميره دخي شو تنها ميزاره ميره شوهر ميكنه . حالا بعد 16 سال اومده ميگه من بچه مو ميخوام !!! مامان بزرگ دخيه ( مامان باباش ) و عمه اشم اومدن شكايت !!  
وااااااااااااااااا يه زن و مرد اومده بودن طلاق بگيرن يعني زنه طلاق ميخواست . ميگفت حق و حقوقمو بده و طلاقم راحتم كن !! مرده ميگفت نميدم من دوست دارم      . زنه ميگفت من با تو نميتونم زندگي كنم    مرده ميگفت بدون من ميري با كي زندگي ميكني    زنه ميگفت شوهر ميكنم    !!!!!!!! نكته جالبش اينجاست كه هر دو دهه 90 رو طي ميكردن    !!!!!!!!! عجب اميدي دارن به زندگي ... به اينا ميگن جوون نه مني كه اميد فردامو ندارم !   
يه دختره اومده بود طلاق بگيره . ميگفت 3 ساله زنشم همش كتكم ميزنه . دختره چند سالش بود ؟؟ 18 !!!!!!!!!!!! ( خاك به سرت تو يكي حقته. بايد طلاقت نده. تا تو باشي 15 سالگي شوهر نكني ) " درس عبرت "
آدم تو دادگاه همش ميخنده ! هر وقت دپرسيدي پاشو برو دادگاه صفا كن ...      

يه رفقايي داشتيم قديم و نديم نميدونم زنده ان مردن !! چي شدن فقط خدا ميدونه !! البته احوال يكيشونو دارم دورا دور .     اونم خوبه زنده است !! فقط اينو ازش ميدونم ...      شنيدم عاشق شده !! خدا كمكش كنه . تو بد حفره اي افتاده !! واسش دعا كنين      

اين رئالم اعصاب آدمو خورد ميكنه تا دقيقه 70 با تمام تماشاچياش ميره رو اعصاب آدم  بعد اون تازه ميشه رئال !!       

من برم ديگه !!
آبي بشيد و آبي بمونيد ...        
تا بعد ...            

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط TiTi |