![]() |
![]() |
|
|
سلام
دلم برا دنياي بلاگفا تنگ شده بود يه عده ميومدن رفته بودن رو اعصابم اونم با كفش سربازي يه مدته نبودم اصلا نميدونم چي بودم !! چي مي گفتم !! واي بازي لنگ با سپاهان . ( تاريخ دقيق ۱۰ دي ۸۶ ) توي خاطره ها بمونه !! ۲-۱ باختن اول بگم پام شكست ولي به جاش حال ميده . هيچ كاري نميكنم همش پاي كامپيوتر و خواب و پركردن شكم ! دبير ديف اومده ميگه ااااااااااا خاطي چي شدي ؟؟ اونقدر شيطنت كردي كه پات اينطور شد ؟؟ گفتم خانوم چي ميگي !! شانسو ميبيني خواستم واسه دوستام يه جشن الكي بگيرم يه كم كادو جمع كنم هر روز ساعت 7 صبح ميرم كلانتري بعد 1 ساعت ميگه برين دادگاه ميريم دادگاه بعد 2 ساعت ميگه برين شوراي حل اختلاف ميريم شورا بعد 1.5 ميگه بعد از ظهر بياين ۴-۵ روزي هم كه تيران داره ميبرفه روزنامه نمياد !! فكر كنم گير ميكنن تو راه !! هر روز از ساعت 11 صبح التماس كن مامااااااااااااااااااان برو روزنامه بگير تا ساعت 7 بعد از ظهر. وقتي هم كه راضي ميشه بره بر ميگرده ميگه نيومده تو اين هيري ويري خبر مرگ آيدين مياد يه چي بگم بين خودمون باشه ۴ ماه تو كاره يه ... بودم !! قرار بود روز ۵ شنبه ۶ دي روبه راه بشه !! از بخت منه فلك زده ۴ دي پام اينجوري شده !! گچ گرفتن پا هم عالمي داره . شكايت كردنم عالم جداي خودشو داره و اما بگم براتون از كسايي كه ميان دادگاه !! يه رفقايي داشتيم قديم و نديم نميدونم زنده ان مردن !! چي شدن فقط خدا ميدونه !! البته احوال يكيشونو دارم دورا دور . اين رئالم اعصاب آدمو خورد ميكنه تا دقيقه 70 با تمام تماشاچياش ميره رو اعصاب آدم بعد اون تازه ميشه رئال !! من برم ديگه !!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط TiTi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
ابلهي ميان دختران صحرا |
|
RSS
|