تبليغاتX

دنياي خاطره انگيز خودم
با سلام به دوستاي خوب خودم ممنونم از اينكه مياين و منو خوشحال ميكنيد 
اول از همه چي ميخواستم در جواب اون كسايي كه ميگن تو مگه محمد رو دوست نداشتي يا اگه كسي يه همچين طرفداري مثل تو داشته باشه نيازي به ... و از اينا بگم
اولا من هنوز محمد رو دوست دارم و خواهم داشت مگه آدم نميتونه طرفدار دو خواننده باشه به نظر من اين اصلا ايرادي نداره
دوم اينكه من هيچ وقت محمد و كمرون رو يكي نديدم كه بيام و بگم كدوم رو بيشتر دوست دارم درسته محمد و كمرون يك شغل دارن هر دو خواننده هستن اما توي سبك ها و مدلاي مختلف اصلا نميشه اين دوتا رو با هم مقايسه كرد
محمد يه جور ديگه ميخونه كمرون جور ديگه حتي اگه يه شخصي هيچي از موسيقي ندونه مطمئننا اين رو فهميده
مثل اين ميمونه شما كه طرفدار تيم ملي ايراني چرا از تيم مثلا برزيل يا رئال خوشت مياد  درسته من وقتي فقط محمد رو دوست داشتم اصلا فكرشو نميكردم يكي پيدا بشه كه من مثل محمد نه به اندازه اون مثلش، دوستش داشته باشم اما خب ديدم كه شد
من هيچ وقت نگفتم ديگه محمد رو دوست ندارم و اگرم اين كارو بد ميديدم هيچ وقت اسم وبلاگ رو به **محمد و كمرون** تغيير نميدادم 

خب ولش كنين.... (اميدوارم كه ديگه در موردش بحث نشه)

*محمد*كمرون*

يه خبر جالب اينكه البته جالب نه من كه شنيدم داشتم ضعف ميكردم ميخواستم از خوشحالي بميرم يكي از موزيك ويديو هاي ***محمد*** رو ***الك*** ساخته من نميدونم خوشحاليم رو چه جوري نشون بدم خدايا تموم آرزوم اين بود كه محمد يكي از ويديو هاش رو الك بسازه خدايا يعني ميشه محمد و كمرون هم ديگه رو ببينن يا اگه بشه با هم دوست بشن من كه ميميرم مرسي خداي من كه آرزوي كوچيكمو بر آورده كردي من كه دارم از خوشحالي .... (بسه ديگه اگه ادامه بدم ميترسم بميرم...)

يه خبر بد هم بهم دادن كه محمد چند روز پيش توي شبكه pen مصاحبه داشته اما فكر نميكنم راست باشه   

اين بگم (البته طرف صحبت من فقط ۱ نفره) آلبوم محمد ديگه بيرون نمياد اصلا نمياد ميخوام ببينم تويي كه اينقدر مثلا منتظري چي كار ميكني *خب تو كه محمد رو دوست نداري حبيب رو دوست نداري چرا ميخواي بگي نه من دوستشون دارم مثلا چي بهت ميدن * ميخواي بگي با من هم سليقه اي به خدا اگه دوستشون داشته باشي اگه داشتي صبر نميكردي ببيني من چي ميگم خودت ميرفتي دنبالش ببيني البومشون كي مياد

(ببخشيد اگه بد حرف زدم ديگه اعصابم داشت ميتركيد)

ببخشيد ديگه اين دفعه عكس نداشتم چون خيلي ناراحت بودم از دست اينايي كه اين حرفارو ميزنن و يه خبر خيلي عالي هم داشتم گفتم حيف كه نگم مرسي ممنونم

دوستتون دارم باي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط TiTi | 
سلام به همه دوستاي گلم

من حالم يه خرده بهتره اما خوب نيستم نميدونم چمه شايد عزائيل اين طرفاست و خودم خبر ندارم نميدونم (اينو گفتم يه وقت اينجا نياين شايد شما رو با من اشتباه بگيره اون وقت...)

روز ولنتاين رو بهتون تبريك ميگم و اميدوارم كه همه به عشقاتون برسين

اين عكس *كمرون* گلم (با كيه؟ خدا ميدونه)

من اگه جاي Dj aligator بودم یه مسواکی میزدم

يه داستان جالب خوندم گفتم واسه شما بزارم شايد خوشتون بياد

آهو خيلي خوشگل بود. يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته, همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني, تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه: مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند

اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده برو درخت رو از جا بكن!(چه كاريه. جوون بيچاره)

دل دلايلي دارد كه عقل از آن بي خبر است .(اي عقل كم فهم)

عشق از دوستي پرسيد:
تفاوت من و تو در چيست؟
دوست گفت :

من ديگران را به سلامي با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي.
من به دروغي ديگران را از هم جدا مي كنم تو با مرگ.

دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه.

من عاشق اين عكس كمرونم خيلي نازه

بازم ممنون كه اومديد دوستتون دارم (غير از يه نفر...) باي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط TiTi | 
سلام به تموم دوستاي گل خودم مرسي از همتون 

من ميخواستم ديگه آپ نكنم اما به خاطر بعضي از دوستام كه ناراحت شدن از شنيدن اين موضوع اومدم و دوباره آپ كردم
راستش من نشستم و با خودم فكر كردم كه اينايي كه سايت دارن و هر 1 هفته آپ ميكنن چي نصيبشون ميشه كجاي دنيارو گرفتن كه من دوميش باشم مثلا اومديم يه آپ كرديم و 4 تا عكس هم گذاشتيم آخرش چي به نظر شما آخر و عاقبت اين كاراي ما چي ميشه من ديگه خسته شدم هم از اين سايت بازي هم اينترنت كلا از زندگي . باور كنيد هر وقت ميام توي نت يه خبري بهم ميدن كه باعث ناراحتيم ميشه اونقدر ناراحت ميشم كه .... دلم ميخواد هرچي نت هست روي سرم خراب بشه باور كنيد يك بار نبود من بيام و كسي يه خبر بد بهم نده ! ديگه دل خوشي واسه زندگي ندارم تازه اين نمره هاي قشنگ هم دارن يواش يواش نتايجشون مياد ديگه بد تر از اين نميشه
 توي يك جمله راحت بگم كه دارم نا اميد ميشم از همه چي از نت از سايت از درس از همه چي تازه دارم به ۲ سال پيش برمي گيرم زماني كه نه ميدونستم يه روز از *محمد* خوشم مياد و نه ميدونستم شخصي به نام *كمرون* وجود داره اون موقع ها از همه چي بدم ميومد افسردگي گرفته بودم از همه چي نااميد شده بودم الانم وقتي فكر ميكنم ميبينم هيچ فرقي با اون موقع ها ندارم هرچه قدر هم كه فكر ميكنم نميتونم دليل اين نااميدي رو پيدا كنم من در حال حاضر تنها چيزي كه از خدا ميخوام ديدار فقط يك بار با *محمد* و *كمرون* هست ديگه بعد از اون اينقدر ميشينم يه گوشه تا بميرم

اين مدت هم كه نبودم باور كنيد الان خيلي حالم بهتر از اون روزاست كه تونستم بيام و آپ كنم

توي مدرسه همه بهم ميگم خاطره تو اوني هستي كه هر وقت از در ميومدي به جاي سلام يا ميگفتي *كمرون*يا*محمد*حالا چي شده تويي كه اونقدر شيطون بودي مگه چه اتفاقي افتاده .خودمم نميدونم چه مرگمه حتي مدير مدرسمون هم با مادرم صحبت كرده   

 

من اوني نيستم كه قبلا بودم اون موقع ها همش با خبرايي كه از توي تلويزيون ميشنيدم ميومدم و دست پر آپ ميكردم اما حالا حوصله تلويزيون نگاه كردن هم ندارم 

از اين گذشته يه خبر خيلي خيلي بد هم در مورد *كمرون* بهم دادن كه باور كنيد من وقتي شنيدم ديگه ندونستم چه اتفاقي افتاد كه يه هو به خودم اومدم ديدم تموم صورتم خيسه و همه دارن بهم مي خندن

مني كه تا آهنگ *كمرون* يا*محمد* رو تلويزيون ميداد مثل جت ميپريدم و نگاه ميكردم اما حالا باور كنيد مصاحبه *محمد* بود من اصلا حوصله نگاه كردن نداشتم همش هاي هاي گريه ميكردم

ياور كنيد من خودم اصلا اينطور دختري رو دوست ندارم هرچي ميخوام شاد باشم بگم و بخندم مستقيما اون روز يه اتفاقي ميافته يا يه خبر بد بهم ميدن كه بدتر از روز قبل ميشم نميدونم شايد ميخوام بميرم

خواهش ميكنم واسم دعا كنيد من اصلا اينطور زندگي رو دوست ندارمبه نظر من اگه بميرم بهتر از اين زندگيه

چند روز پيش توي مدرسه وقتي بچه هارو ميديدم دارن شاد واسه خودشون ميگن ميخندن و ميخونن اونقدر از خودم بدم اومد. انگار مثل برج زهر مار افتاده بودم توي كلاس اون روز حال تموم بچه ها گرفته شد حتي معلمهام هم از اينكه من اين چند روز هست خيلي آرومم تعجب ميكنن  

راستي اين عكسهايي كه گذاشتم آدرس زير تموم عكساها هست (به جز اولي) اگه دوست داشتيد ميتونيد بريد اونجا همه چي در مورد *كمرون* پيدا ميشه  

  

به اميد روزي شاد تر        

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط TiTi | 
                  

               Coming Soon 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط TiTi |